تبليغاتX
بی تو نه بوی خاک نجاتم داد نه شمارش ستاره ها تسکینم... سایکو: قالب‌ساز آزاد
دوشنبه بیست و دوم مهر 1387

  آه ...

پیش از آن که در اشک غرقه شوم چیزی بگوی ...

هر چه باشد !

(شاملو)

پ.ن: ...

+ نوشته شده در 13:33 توسط نوشین
پنجشنبه یازدهم مهر 1387
دیوانه بود ...

نه عاشق بود و نه هیچ چیز دیگری ...

دلتنگ بود انگار ... اما هی به خودش می قبولاند  که دلتنگ نیست ...

اما هر چه بود منتظر بود ...

منتظر کسی که  اصلا شبیه شاهزاده ی رویاهایش نبود ...

اسب سپید هم نداشت ...

و به قول خودش

نه عاشقش بود ،

نه دوستش داشت ،

و نه هیچ چیز دیگری ...

فقط منتظرش بود و دعا می کرد :

کاش هیچ وقت نبینمش...

(خودم)

پ.ن: دیوانه بود ...

+ نوشته شده در 0:30 توسط نوشین
دوشنبه یکم مهر 1387

پاییزه و پاییزه ...

برگ درخت ... می ریزه ...

+ نوشته شده در 0:0 توسط نوشین

 

 

به من گفتند/راه اين است/ چاه اين است/ ولي آن را نكردم گوش/ من از راه دگر رفتم/ ز راهي پرت و دور و كور/ و اكنون بر هدف هستم./ نصرت رحمانی
... عاشق نیستم ...مطالبی رو می نویسم که دوسشون دارم ... و گاهی اونایی که خودم می نویسم ... اسم نویسنده ی هر مطلبی پایینش نوشته میشه ...ممنون میشم قبل از برداشتن مطالب مطلع ام کنید ... . .

 

 

هر آشنایی تازه، اندوهی تازه است... مگذارید که نام شما را بدانند و به نام بخوانندتان. هر سلام، سرآغاز دردناک یک خداحافظی ست. به یاد داشته باش که یک مرد، عشق را پاس می دارد، یک مرد هرچه را که می تواند به قربانگاه عشق می آورد، آنچه فداکردنی ست فدا می کند، آنچه شکستنی ست می شکند و آنچه را که تحمل سوز است تحمل می کند، اما هرگز به منزلگاه دوست داشتن به گدایی نمی رود. برای دوست داشتن هر نفس زندگی، دوست داشتن هر دم مرگ را بیاموز و برای ساختن هر چیز نو، خراب کردن هر چیز کهنه را و برای عاشق عشق بودن، عاشق مرگ بودن را . تحمل تنهایی از گدایی دوست داشتن آسانتر است. تحمل اندوه از گدایی همه ی شادی ها آسانتر است. سهل است که انسان بمیرد تا آنکه بخواهد به تکدی حیات برخیزد. چه چیز مگر هراسی کودکانه در قلب تاریکی آتش طلب می کند؟ مگر پوزش، فرزند فروتن انحراف نیست؟ بگذار که انتظار، فرسودگی بیافریند، زیرا تنها مجرمان التماس خواهند کرد. زندگی طغیانی ست بر تمام درهای بسته و پاسداران بستگی. هر لحظه یی که در تسلیم بگذرد لحظه یی ست که بیهودگی و مرگ را تعلیم می دهد. به روزهای اندوه باری بیندیش که تسلیم شدگی را نفرین خواهی کرد و به روزهایی که هزار نفرین، حتی لحظه ای را برنمی گرداند. (نادر ابراهیمی)