تبليغاتX
بی تو نه بوی خاک نجاتم داد نه شمارش ستاره ها تسکینم... سایکو: قالب‌ساز آزاد
جمعه سی و یکم خرداد 1387

تولدت مبارک گل پونه ، گل عزیز من یکی یه دونه ، همه ترانه هام پیشکش چشمات ... دلم می خواد فقط از تو بخونه ...

مینو جونم تولدت مبارک ... آرزو می کنم که به همه ی آرزوهات برسی ... و آرزوی منم بر آورده کنی ...

 

+ نوشته شده در 2:29 توسط نوشین
جمعه بیست و چهارم خرداد 1387

(این قسمت حذف شد ... اگر ۵ دقیقه دیگر هم بگذرد ... فکر می کنم بلاگم حذف شود ...) 

 

 هر چیزی که اینجا مانده چیز هایی ست که هنوز هم دوست دارمشان ... بی مخاطب است ...

  ما آدم ها گاهی اشتباه فکر می کنیم و باید جرات قبول این حادثه را داشته باشیم ... و باید گاهی افکارمان را تا آن جا که به کسی لطمه ای وارد نمی کند تغییر دهیم ...

پی نوشت ۱: از کسانی که فراموش نکردن این جا رو ممنونم ...

پی نوشت ۲:در انتظار کسی که هرگز نخواهد آمد ...

پی نوشت ۳: ۱ بهمن تا الان ... می شود ۵ ماه... دلم می خواست روی صفحه ی سفید بنویسم ... اما تمام صفحه های گذشته رو بهم می ریخت ... به هر حال باید جور گذشته رو کشید... شاید هم از خیر گذشته گذشتم و اینجا رو سفید کردم ... نظر شما چیه؟

+ نوشته شده در 2:5 توسط نوشین

 

 

به من گفتند/راه اين است/ چاه اين است/ ولي آن را نكردم گوش/ من از راه دگر رفتم/ ز راهي پرت و دور و كور/ و اكنون بر هدف هستم./ نصرت رحمانی
... عاشق نیستم ...مطالبی رو می نویسم که دوسشون دارم ... و گاهی اونایی که خودم می نویسم ... اسم نویسنده ی هر مطلبی پایینش نوشته میشه ...ممنون میشم قبل از برداشتن مطالب مطلع ام کنید ... . .

 

 

هر آشنایی تازه، اندوهی تازه است... مگذارید که نام شما را بدانند و به نام بخوانندتان. هر سلام، سرآغاز دردناک یک خداحافظی ست. به یاد داشته باش که یک مرد، عشق را پاس می دارد، یک مرد هرچه را که می تواند به قربانگاه عشق می آورد، آنچه فداکردنی ست فدا می کند، آنچه شکستنی ست می شکند و آنچه را که تحمل سوز است تحمل می کند، اما هرگز به منزلگاه دوست داشتن به گدایی نمی رود. برای دوست داشتن هر نفس زندگی، دوست داشتن هر دم مرگ را بیاموز و برای ساختن هر چیز نو، خراب کردن هر چیز کهنه را و برای عاشق عشق بودن، عاشق مرگ بودن را . تحمل تنهایی از گدایی دوست داشتن آسانتر است. تحمل اندوه از گدایی همه ی شادی ها آسانتر است. سهل است که انسان بمیرد تا آنکه بخواهد به تکدی حیات برخیزد. چه چیز مگر هراسی کودکانه در قلب تاریکی آتش طلب می کند؟ مگر پوزش، فرزند فروتن انحراف نیست؟ بگذار که انتظار، فرسودگی بیافریند، زیرا تنها مجرمان التماس خواهند کرد. زندگی طغیانی ست بر تمام درهای بسته و پاسداران بستگی. هر لحظه یی که در تسلیم بگذرد لحظه یی ست که بیهودگی و مرگ را تعلیم می دهد. به روزهای اندوه باری بیندیش که تسلیم شدگی را نفرین خواهی کرد و به روزهایی که هزار نفرین، حتی لحظه ای را برنمی گرداند. (نادر ابراهیمی)