تبليغاتX
بی تو نه بوی خاک نجاتم داد نه شمارش ستاره ها تسکینم... سایکو: قالب‌ساز آزاد
دوشنبه یکم بهمن 1386
     تعطیل !!!

+ نوشته شده در 20:24 توسط نوشین
دوشنبه یکم بهمن 1386

حق با هدهد است که می گفت: رفتن زیباتر است ، ماندن شکوهی ندارد ، آن هم پشت این سنگریزه های طلب. گیرم که ماندم و باز بال بال زدم ، توی خاک و خاطره ، توی گذشته و گل. گیرم که بالم را هزار سال دیگر هم بسته نگه داشتم ، بال های بسته اما طعم اوج را کی خواهد چشید؟

می روم ، باید رفت ، در خون تپیده و پرپر. سیمرغ ، مرغان را در خون تپیده دوست تر دارد . هدهد بود که این را به من گفت. راستی ، اگر دیگر نیامدم ، یعنی که آتش گرفتم ، یعنی که شعله ورم ! یعنی سوختم ، یعنی خاکسترم را هم باد برده است.

می روم اما هر جا که رسیدم ، پری به یادگار برایت خواهم گذاشت . می دانم ، این کم ترین شرط جوانمردی ست.

بدرود رفیق روز های بی قراریم ! قرارمان اما در حوالی قاف ، پشت آشیانه ی سیمرغ ، آن جا که جز بال و پر سوخته نشانی ندارد ...

(عرفان نظرآهاری)

 

+ نوشته شده در 14:21 توسط نوشین

 

 

به من گفتند/راه اين است/ چاه اين است/ ولي آن را نكردم گوش/ من از راه دگر رفتم/ ز راهي پرت و دور و كور/ و اكنون بر هدف هستم./ نصرت رحمانی
... عاشق نیستم ...مطالبی رو می نویسم که دوسشون دارم ... و گاهی اونایی که خودم می نویسم ... اسم نویسنده ی هر مطلبی پایینش نوشته میشه ...ممنون میشم قبل از برداشتن مطالب مطلع ام کنید ... . .

 

 

هر آشنایی تازه، اندوهی تازه است... مگذارید که نام شما را بدانند و به نام بخوانندتان. هر سلام، سرآغاز دردناک یک خداحافظی ست. به یاد داشته باش که یک مرد، عشق را پاس می دارد، یک مرد هرچه را که می تواند به قربانگاه عشق می آورد، آنچه فداکردنی ست فدا می کند، آنچه شکستنی ست می شکند و آنچه را که تحمل سوز است تحمل می کند، اما هرگز به منزلگاه دوست داشتن به گدایی نمی رود. برای دوست داشتن هر نفس زندگی، دوست داشتن هر دم مرگ را بیاموز و برای ساختن هر چیز نو، خراب کردن هر چیز کهنه را و برای عاشق عشق بودن، عاشق مرگ بودن را . تحمل تنهایی از گدایی دوست داشتن آسانتر است. تحمل اندوه از گدایی همه ی شادی ها آسانتر است. سهل است که انسان بمیرد تا آنکه بخواهد به تکدی حیات برخیزد. چه چیز مگر هراسی کودکانه در قلب تاریکی آتش طلب می کند؟ مگر پوزش، فرزند فروتن انحراف نیست؟ بگذار که انتظار، فرسودگی بیافریند، زیرا تنها مجرمان التماس خواهند کرد. زندگی طغیانی ست بر تمام درهای بسته و پاسداران بستگی. هر لحظه یی که در تسلیم بگذرد لحظه یی ست که بیهودگی و مرگ را تعلیم می دهد. به روزهای اندوه باری بیندیش که تسلیم شدگی را نفرین خواهی کرد و به روزهایی که هزار نفرین، حتی لحظه ای را برنمی گرداند. (نادر ابراهیمی)