تبليغاتX
بی تو نه بوی خاک نجاتم داد نه شمارش ستاره ها تسکینم... سایکو: قالب‌ساز آزاد
چهارشنبه بیستم تیر 1386
حرفی نیست...
تمام واژه ها ...
تمام جمله ها ...
خط به خط امروز خط خورده اند ...
حرفی نیست ... سه نقطه هایم کم آورده اند ...
فردا درختی خواهم کشید
چهار فصل ...
تمام رویاهایم را نقاشی خواهم کرد ...
(خودم)
+ نوشته شده در 2:44 توسط نوشین
پنجشنبه چهاردهم تیر 1386

 فرشتگان به قداست وجودت سجده می برند ...بهشت را زیر پایت فرش کردند ... که صد بهشت هم کم است برای چنین وجودی ... که همه مهر است و همه عشق است و همه زندگی ست ... بوسه می زنم بر دستان پاک و پر مهرت ... روزت مبارک ...مادرم!

+ نوشته شده در 2:12 توسط نوشین
جمعه هشتم تیر 1386
... 

سردمه !

مثل موری که زیر بارون تند ،

رد بوی خط راه لونه شو می جوره !

سردمه !!

مثل آغاز حیات گل یخ.

.

.

.

سردمه مثل یک بابونه

که تو گوش تردش ، باد ، هی می خونه:

خوشگله ؟! سرنوشتت اینه.

(ح.پناهی)

+ نوشته شده در 11:26 توسط نوشین

 

 

به من گفتند/راه اين است/ چاه اين است/ ولي آن را نكردم گوش/ من از راه دگر رفتم/ ز راهي پرت و دور و كور/ و اكنون بر هدف هستم./ نصرت رحمانی
... عاشق نیستم ...مطالبی رو می نویسم که دوسشون دارم ... و گاهی اونایی که خودم می نویسم ... اسم نویسنده ی هر مطلبی پایینش نوشته میشه ...ممنون میشم قبل از برداشتن مطالب مطلع ام کنید ... . .

 

 

هر آشنایی تازه، اندوهی تازه است... مگذارید که نام شما را بدانند و به نام بخوانندتان. هر سلام، سرآغاز دردناک یک خداحافظی ست. به یاد داشته باش که یک مرد، عشق را پاس می دارد، یک مرد هرچه را که می تواند به قربانگاه عشق می آورد، آنچه فداکردنی ست فدا می کند، آنچه شکستنی ست می شکند و آنچه را که تحمل سوز است تحمل می کند، اما هرگز به منزلگاه دوست داشتن به گدایی نمی رود. برای دوست داشتن هر نفس زندگی، دوست داشتن هر دم مرگ را بیاموز و برای ساختن هر چیز نو، خراب کردن هر چیز کهنه را و برای عاشق عشق بودن، عاشق مرگ بودن را . تحمل تنهایی از گدایی دوست داشتن آسانتر است. تحمل اندوه از گدایی همه ی شادی ها آسانتر است. سهل است که انسان بمیرد تا آنکه بخواهد به تکدی حیات برخیزد. چه چیز مگر هراسی کودکانه در قلب تاریکی آتش طلب می کند؟ مگر پوزش، فرزند فروتن انحراف نیست؟ بگذار که انتظار، فرسودگی بیافریند، زیرا تنها مجرمان التماس خواهند کرد. زندگی طغیانی ست بر تمام درهای بسته و پاسداران بستگی. هر لحظه یی که در تسلیم بگذرد لحظه یی ست که بیهودگی و مرگ را تعلیم می دهد. به روزهای اندوه باری بیندیش که تسلیم شدگی را نفرین خواهی کرد و به روزهایی که هزار نفرین، حتی لحظه ای را برنمی گرداند. (نادر ابراهیمی)